نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

 

زیبای من چیه بگم عاشقتم باورت میشه؟
تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه
چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه

تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی

تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره

ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره

زیبا چشم تو اگه با رؤیاهام قهر کنه

آسمون دلش می خواد شهر و پر از ابر کنه

چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ

چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ

گفتی فاصلس میون من و رؤیاهام با تو

باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جاتو

زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود

دل من واسه سفر منتظر بهانه بود

زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه می شم

ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم

زیبا تو فرشته ای ، اهل یه جایی تو بهشت

نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا

جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ی دیوونه ها

زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو

نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو

زیبا ناز کن که چشات ، ناز خریدنی داره

اون چشات کلی ستاره های چیدنی داره

مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس

عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس

گفتی فاصله س میون فکرمو ، حقیقت

کاشکی داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقتت

تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف

تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت و برف

جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت

حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت

عمریه موندم توی مصراع اول چشات

فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات

اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه

عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه

اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده

جواب سوالای سختو همیشه اون می ده

تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت

زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش

دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

چه عزیز قصه تو تن زدن به شب و کوچه

همه دارو ندارم بی تو هیچ و پوچ

تو همه کار و کس این عاشق بی سرزمینی

ارزوم اینه که یک بار پای گریه هام بشینی

عادت شده که پیشت باشم منو نبینی

من ببارم چیکه چیکه تو یدونشم نچینی

یه باری حتی دروغی سر به خوابم بکشی تو

پا به تنهاییم بذاری ماه قصه هام بشی تو

گریه های این غریبه عادت شده میدونم

اما من نمیشه حتی بی تو یک نفس بمونم

نمیشه تو هیچ غروبی من به یادت ننیشینم

حتی یه شبم نمیشه خواب چشماتونببینم

خوب و بد هر جوری باشی عاشق خواستنیاتم

عاشقم عاشق اشکات گم و گیج خنده هاتم

....دوستت دارم....

تو همه کارو کس این عاشق بی سرزمینی

مهربونی اگه حتی پای گریه هام نشینی

 

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

SDFSDFتو رو به قیمت جون به همین یه لقمه نونSDFSDF

SDFSDFتو رو به ماه اسمون به عاشقای بی نشونSDFSDF

SDFSDFتو رو به حرمت چشات به همه مقدساتSDFSDF

SDFSDFتو رو به خود خدا به هق هق شبونه هاتSDFSDF

SDFSDFقسمت میدم قسمت میدم قسمت میدمSDFSDF

SDFSDFقسمت میدم از عشقم نگذری SDFSDF

SDFSDFقسمت میدم که از اینجا نریSDFSDF

قسمت میدم قسمت میدمSDFSDF

SDFSDFتو اگه بخوای فقط با یک نگاهSDFSDF

SDFSDFمن برات خورشیدو اتیش میزنمSDFSDF

SDFSDFیه روزی دلم اگه تو رو نخواد اونو از توی سینه میکنم

SDFSDFتو رو به خود خوا به توم این شباSDFSDF

SDFSDFتو رو جون رازقی به نماز عاشقیSDFSDF

SDFSDFSDFSDFقسمت میدمSDFSDFSDFSDF

SDFSDFقسمت میدم که عشقم نگذریSDFSDF

SDFSDFقسمت میدم که از اینجا نریSDFSDF

SDFSDFSDFSDFقسمت میدم SDFSDFSDFSDF

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

سرتو بزار رو شونم می خوام لالایی بخونم

وای چه احساس قشنگی من برای تو می خونم

خیره شو باز توی چشمام دست تو بزار تو دستام

اینجا انگار خیلی سرده گرمی دستاتو می خواد

خنده کن اول راهیم من و تو رفیق راهیم

به تو عادت کردم انگار من و تو بی سرپناهیم

تکیه کن به پای خستم می بینی هنوز نشستم

باورم کن ای عزیزم من همیشه با تو هستم

تو همیشه یار من باش تو همیشه مال من باش

تا بریزم زیر پاهات جونمو تو یار من باش

می میرم اگه یه روزی اشک چشماتو ببینم

حیفه مروارید چشمات بریزن از ماه پلکات

وای چه این روزا قشنگه روزگار پر آب و رنگه

اگه یک لحظه نباشی دل من آخ تنگه تنگه

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦


 

به خاطر چشمان زیبای تو بود


که چشمانم، جسارت دیدن چشم کسی را نداشت


به خاطر روی زیبای تو بود 


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند


به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود 


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم


به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خاطر صدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست


و به خاطر خود تو بود


که خودم را فراموش کردم


ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم


اری به خاطر تو ای نازنین


فقط به خاطر تو

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

انقدر دوست دارم بشنوی خندت میگیره

تو نگاه میکنی و دلم تو چشمات میمیره

انقدر دوست دارم دیوونه بازی میکنم

کلکم شاکی نشو من تو رو راضی میکنم

قیمت چشمای تو قلب منه اندازه نیست

واسه دوست داشتن تو نیازی به اجازه نیست

انقدر دوست دارم حوصله تو سر میبرم

یه روزی نیاد بگی دیگه تو رو دوست ندارم

ساعت دیدن تو صدای من در نمیاد

اره تقصیر منه دوست دارم خیلی زیاد

انقدر دوست دارم شماره ها خسته میشن

تا نهایت میرن و با چشم تو بسته میشن
عزیزم دوست دارم

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا؟

تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا؟

شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم؟

تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا؟

پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني

كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا؟

شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم

تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا؟

نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري

تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا ؟

ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من

به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا؟

براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري

براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا؟

شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد

تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا؟

صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من

براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا؟

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را

به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا؟

تو شيرين تر از آن هستي كه شادابيت كم گردد

و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا؟!!!

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

ای کسی که از نگاهت میمیرم

ای کسی که با تو اروم میگیرم

من رو با وجودت ارامش بده

قلبتو با قلب من سازش بده

نذار تا بی تو دلم تنها بمونه

چیزی جز یادت برام باقی نمونه

با حضورت اسمونمو ابی کن

هوا رو با اون نگات افتابی کن

ای عزیزم

بهترینم

با تو من عاشقترینم

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

تقدیم به کسی که دیوانه وار دوستش میدارم

اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد
پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع می کرد

اگه تو مال من بودی کلاغ به خونش می رسید

مجنون به داد اون دل زرد و دیوونش می رسید

اگه تو مال من بودی همه خبردار می شدن

ترانه های عاشقی رو سرم آوار می شدن

اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز میزدیم

پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم

اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم

من چی می خواستم از خدا دیگه اگه پیشت بودم

اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود

دل من اون آواره ای که شبا می گرده نبود

اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت

تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت

اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت می شد

قصه ی عشق ما دو تا ، عبرت سرنوشت می شد

اگه تو مال من بودی می بردمت یه جای دور

یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور

اگه تو مال من بودی ،‌ می ذاشتمت روی چشام

بارون می خواستی می بارید ، ابر سفید گریه هام

اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت

شمعی که پروانه داره ، اشک غم انگیز نمی ریخت

اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت

آدما دارا می شدن ، دنیا دیگه فقیر نداشت

اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی

پس می رم و می کشمت پیش خودم تو نقاشی

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

 

 

از زمانی که گذشت  انتظار وفا نداشته باش

 

فصلها بی وفا هستند , سالها بی وفا هستند

 

چشم انتظار  و امیدی نداشته باش

 

از دوست داشتن...........از عشق............

 

زبان هایی  که ((دوستت دارم )) را می گویند

 

بی وفا هستند

 

روزی می آید  , که در قلبت

 

گل ها پژمرده می شوند

 

تمام حقایق با دروغ ها پیوند می خورد

 

عاشقان  , بیهوده منتظر رفتگان هستند

 

مسافران بی وفا هستند   جاده ها بی وفا هستند

 

دنیایی را تصور کن  , خالی از وفا

 

دوستانی که عمرت را به پایشان ریخته ای

 

بی وفا هستند

 

زندگی را تصور کن  , خالی از عشق

 

کسانی که جانت را به آنها بخشیده ای

 

بی وفا هستند

 

روزی می آید ,  که در قلبت

 

گل ها پژمرده می شوند

 

تمام حقایق با دروغ ها پیوند می خورد

 

عاشقان ,  بیهوده منتظر رفتگان هستند

 

مسافران بی وفا هستند       جاده ها بی وفا هستند.....

 

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

خداحافظ تا همیشه

غروب شد

خورشید رفت

آفتابگردان به دنبال خورشید آسمان را جستجو کرد

ناگهان ستاره ای چشمک زد

آفتابگردان سرش را پایین انداخت

گلها هیچوقت خیانت نمیکنند

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

دلم گرفته

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ خرداد ،۱۳۸٦


 

آی که چقدر تو رو دوست دارم و
میمیرم واسه تو، تو همیشه تو قلبمی
میمیرم واسه ی چشمهای قشنگت
بگو، بگو، بگو دوسم داری
دیگه نگو نمیای که میمیرم
وقتی که نیستی بهونه میگیرم
بازی نکن با دلم که میمیره
بیا که دلم پیش قلب تو گیره
نکنه که دیوونه شی به عشق من شک کنی
نکنه بی وفا شی بخوای منو ترک کنی
نکنه می خوای بری بازم می خوای بد بشی
شاید واست آتیش شدم می خوای ازم رد بشی

تو رو خدا وقتی میام نگو دیگه دیره
نگو که دلت یه جای دیگه ای اسیره
نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو
نگو نمی فهمی دیگه معنی حرفاموووو

آی که چقدر تو رو دوست دارم و
میمیرم واسه تو، تو همیشه تو قلبمی
میمیرم واسه ی چشمهای قشنگت
بگو، بگو، بگو دوسم داری
دیگه نگو نمیای که میمیرم
وقتی که نیستی بهونه میگیرم
بازی نکن با دلم که میمیره
بیا که دلم پیش قلب تو گیره
نکنه که دیوونه شی به عشق من شک کنی
نکنه بی وفا شی بخوای منو ترک کنی
نکنه می خوای بری بازم می خوای بد بشی
شاید واست آتیش شدم می خوای ازم رد بشی

تو رو خدا وقتی میام نگو دیگه دیره
نگو که دلت یه جای دیگه ای اسیره
نگو نمیشناسی تو دیگه رنگ صدامو
نگو نمی فهمی دیگه معنی حرفاموووو

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦


 

اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج

شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو  روي قبرم

بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به

خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه

بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم

رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه

ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ

وقت تنها نيستي

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

شبی پرسیدمش با بی قراری

به غیر من کسی را دوست داری

به چشمش اشک شد از شرم جاری

میان گریه هایش گفت :آری 

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

دلتنگی من تمام نمی‌شود
همين که فکر کنم
من و تو
دو نفريم
دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

عشقولانه

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦


 

خدارو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام

خدارو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام

خدارو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت

خدارو دوست دارم ولي نه واسه ي زيبا و زشت

خدارو ميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم

خدارو ميخوام نه واسه ي روزاي تلخ آخرم

خدارو ميخوام نه واسه سكه و سكو يا قبا

خدارو ميخوام كه فقط تو رو نگهداره برام

 

خدارو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده

خدارو دوست دارم چون عاشق بودنو يادم داده

خدارو دوست دارم چون عاشقارو خيلي دوست داره

 

خدارو دوست دارم چون عاشقو تنها نميزاره

 

خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند ميزنه

خدارو دوست دارم واسه اينكه منو تو با هميم

خدارو دوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم

  
نویسنده : ستاره **** ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦